دسته‌بندی نشده

ترور سفیر عربستان در آمریکا

گروه بين‌الملل- سايت شبكه المنار لبنان در گزارش خواندني به قلم نادر عز الدين به بررسي ابعاد پشت پرده سناريوي امريكايي‌ها عليه ايران پرداخت و توضيح داد كه دولت امريكا پس از نااميد شدن از به نتيجه رسيدن با ايران در موضوع عراق و شكست طرح صدور قطعنامه عليه سوريه به‌عنوان حلقه اتصال محور مقاومت، به موضوع اصلي يعني ايران بازگشته است. متن كامل بخش اول اين گزارش در ادامه آمده است:

پشت پرده اتهام تلاش ایران برای ترور سفیر عربستان در امريكا ! چرا باید ایران به طراحی ترور عادل الجبیر متهم می‌شد؟

در اواخر ماه سپتامبر گذشته، رسانه های خبری و تبلیغاتی غربی (با حمایت هم پیمانان عرب امريكا در منطقه) شروع به انتشار خبری کردند پیرامون آنچه آن را “توافق امريكا و ایران درباره عراق، با وساطت عربستان سعودی” می خواندند. این رسانه ها جهت تقویت این فرضیه، به چند مسئله اشاره و استناد می كردند: اقدام ایران به آزادسازی دو جاسوس امريكایی، اعلام مقتدی صدر مبنی بر توقف عملیات های “جیش المهدی” ضد نیروهای اشغالگر امريكایی جهت تسهیل عقب نشینی آنها از عراق، تغییر لحن نماینده امريكا در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد پرونده هسته ای ایران و توقف درخواست های حکومت نوری مالکی از امريكا جهت خارج کردن کامل نیروهایش از عراق.

رسانه های امريكایی كه اين خط را تعقيب مي‌كردند، همه این شواهد و اخبار را به‌کار گرفتند تا نشان دهند این توافقِ خیالی ایالات متحده و جمهوری اسلامی واقعاً صورت گرفته و به انجام رسیده است.

درهمان زمان، مشاهده می شد که میانجی ادعایی این رسانه ها، یعنی عربستان سعودی، در طرح مقابله غربی- عربی با نظام سوریه غایب است و قطر به عنوان نوک سرنیزه این تقابل ظاهر شده است. به زعم کارشناسان، دلیل این غیاب باز می گشت به وضع داخلی عربستان سعودی و اختلاف نظر شدید بین ملک عبدالله از طرفی و بندر بن سلطان و اطرافیانش از طرف دیگر.

این کارشناسان می گفتند که ملک عبدالله قائل است که راجع به هر دو موضوع (ایران و سوریه) باید برخورد مثبت داشت، در حالی که بندر بن سلطان قائل به برخورد سخت، تند و شدید با ایران و سوریه است. دلیل اصلی این اختلاف نظر هم اين است که ملک عبدالله می ترسد ناآرامی ها به خود عربستان هم منتقل شود که در آن صورت ممکن است به تقسیم و فروپاشی عربستان بینجامد.

شکست امريكا در براندازی اسد و بازگشت مجدد به طرح های مقابله با دشمن اصلی یعنی ایران

در ۵ اکتبر ۲۰۱۱ شورای امنیت به‌منظور تصویب قطعنامه ای برای محکومیت سوریه تشکیل جلسه داد اما وتوی تاریخی روسیه و چین آرزوهاي غربی ها را نقش بر آب کرد، خط قرمزی حول مرزهای سوریه کشید و پیام قاطعي برای امريكا و غرب فرستاد که “از خطوط قرمز رد شده اید و باید فوراً به عقب برگردید و گرنه هرکاری لازم باشد، برای حمایت از اسد خواهیم کرد.”

این وتو، ضربه قاطع و ویران کننده به آنچه برای سوریه در نظر گرفته شده بود زد و آرزوهای غرب برای ساقط کردن نظام اسد را به باد داد. بعد از این شکست مصیبت بار، صحنه به عقب بازگشت و اهداف قبلی‌تر مجدداً در دستور کار قرار گرفت.

امريكا، پس از آنکه اجرای طرحش در براندازی نظام سوریه شکست خورد، به طرح اصلی‌اش بازگشت، بنابراين، اقدام به انتشار فهرست اسامی برخی از سیاستمداران و روزنامه نگاران و اشخاص معروف کرد و مدعی شد که جمهوری اسلامی قصد دارد آنها را ترور کند تا فشارها بر هم‌پیمانش (سوریه) کم شود.

در پی این نواختن مجدد بر ساز “خطر ایران برای اعراب”، یک بمب سیاسی و خبری هم منفجر شد و اعلام شد ایران در حال برنامه ریزی برای هدف قراردادن برخی اشخاص [و اماکن] با کمک برخی گروه‌های تبهکار مکزیکی بوده است و در بین این اهداف که ایران برای زدن آنها برنامه ریزی می کرده، عادل الجبیر (سفیر عربستان سعودی در امريكا) و سفارتخانه های اسرائیل در واشنگتن و آرژانتین هم قرار داشته اند.

قرار دادن اسرائیلی ها جزو اهداف طرح ادعایی ایران فقط برای اين بود که مردم، خبر این طرح ادعایی را باور کنند و وقتی این هدف محقق شد، از گسترش رسانه ای طرح ایران برای هدف قرار دادن اسرائیلی ها عقب نشینی کردند تا با انتشار این خبر، موجب بالارفتن منزلت ایران در نگاه اعراب و مسلمانان نشوند. در عوض، بر روی طرح ترور عادل الجبیر تمرکز شد تا این مسئله در خدمت طرح اصلی امريكا قرار بگیرد.

در همان روز، اطلاعاتی از شدت بحران مالی که شرکت ها و مؤسسات وابسته به سعد حریری با آنها دست به گریبان است، آشکار شد، بنابراين، تزریق پول به آنها آغاز شد، كه در اين ميان مشخصاً تأمین مالی رسانه های وابسته به سعد حریری در دستور كار قرار گرفت كه اين رسانه‌ها که از زمان سفر حريري به مقصد نامعلوم، حقوق کارکنان‌شان پرداخت نشده بود.

چرا باید ایران به طراحی ترور عادل الجبیر متهم می شد؟

امريكایی ها تلاش کردند تا از طریق انتشار سناریوی توافق ادعایی شان با ایران در موضوع عراق، باب گفت‌وگو با ایرانی‎ها را باز كنند، اما در این امر شکست خوردند، به اضافه ضربه وتوی چین و روسیه که آرزوهاي‌شان درباره امکان براندازی اسد (و در نتیجه ی آن، از بین رفتن خط ارتباطی بین حزب الله و ایران و نتیجتاً جدا افتادن هرکدام از آنها از یکدیگر) را کاملاً برباد داد. این موجب شد که هیچ راهی مقابل آنها باقی نماند جز زنده کردن دوباره طرح اصلی‌شان یعنی ایجاد درگیری بین شیعه و سنی در منطقه از طریق متهم کردن شیعیان به طراحی ترور شخصیت های سنی (با همراهی هجمه‌ی شدید رسانه ای غربی- عربی برای ریختن بنزین روی آتش). واین همان مطلبی است که دلیل تزریق مجدد پول به رسانه های وابسته به سعد حریری را روشن می کند.

همه این پروپاگاندا و جنجال تبلیغاتی- رسانه ای مسیر را آماده می کند تا ایران در آینده به ترور رفیق حریری متهم شود، و با این تمهیدات، افکار عمومی جهانی آماده می شود تا آن نظر و خبر را وقتی اعلام شد، بپذیرد. چراکه هرکس که امروز بپذیرد که ایران تمایل داشته که عادل الجبیر را ترور کند، پس در آینده راحت‌تر خواهد پذیرفت که جمهوری اسلامی ایران، رفیق حریری را ترور کرده است.

و همه اینها برای افزایش فشار بر محورمقاومت (از ایران گرفته تا سوریه و از سوریه تا لبنان) است، و این بعد از آن است که امريكا قانع شده که آنچه را در شورای امنیت می خواست، نمی تواند محقق کند و ایرانی ها هم نخواهند پذیرفت در مورد عراق، سوریه و لبنان با او سر میز مذاکره و معامله نشسته و بده بستان کنند؛ و آخرین تلاش برای گشودن باب این مذاکرات در ادعای واشنگتن بود که مدعی شد تماس مستقیمی با ایران جهت بحث در مورد موضوع ترور عادل الجبیر گشوده است که ایران هم مسئله را (کلیات و جزئیاتش را) یک‌جا تکذیب کرد.

باندهای خلافکار مکزیکی در خدمت دستگاه امنیتی امريكا

در تاریخ ۲۴ آگوست ۲۰۱۱ [یعنی دو ماه پیش از اعلام طرح ادعایی ترور عادل جبیر] نشريه “الوطن العربی” خبری منتشر کرد که در آن از اطلاعاتی سخن می گفت که یک عضو بلند پايه یک گروه قاچاقچی مواد مخدر مکزیکی به نام گروه “سینالوا” طی محاکمه اش در امريكا ارائه کرده است.

به نوشته این نشريه، این اطلاعات موجب آشکار شدن بیش از پیش تبانی واشنگتن با گروه های قاچاقچی مواد مخدر و دست داشتن در معامله اسلحه برای این باندهای جنایتکار مکزیکی شد. “خیسوس فیسنتی سامبادا- نییبلا” فرزند “اسماعیل سامبادا گارسیا” (مایو)-یکی از بزرگ‎ترین رهبران باند قاچاق مواد مخدر و سلاح “سینالوا” در استان سینالوا که در غرب مکزیک واقع است-، در سخنانش خطاب به دادگاه فدرال امريكا تأکید کرده است که واشنگتن به او اجازه مطلق داده است تا چند تن مواد مخدر را به شیکاگو و دیگر نواحی ایالات متحده قاچاق کند. این سخنان (به رغم نادیده انگاشته شدن تقريباً کامل از سوی رسانه های امريكایی) موج جدیدی از تردیدها را در مورد سیاستی که واشنگتن در قبال مبارزه با تجارت مواد مخدر دنبال می کند، برانگیخت، سیاستی که سال های طولانی است که تحلیل گران از آن به عنوان سیاستی فاسد و غیرفعال یاد می کنند.

اما از این مهم‌تر، تأکید “سامبالا-نییبلا” بود بر اینکه او به عنوان یک “منبع اطلاعاتی مهم” برای حکومت امريكا کار می کند و او یکی از طرف های انعقاد پیمان های محکمی بوده است که بین افسران اداره مبارزه با مواد مخدر امريكا با اکثر اعضای سازمان “سینالوا” منعقد شده است. یکی از این پیمان ها، تعهد اداره مبارزه با مواد مخدر امريكا به حمایت از او بوده است در برابر طلاعاتی که او از دیگر باندهای خلافکار( که در تجارت مواد مخدر رقیب این باند هستند) ارائه کند.

حال چگونه ممکن است ایران برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن با گروه های خلافکار مکزیکی توافق کند که همه میزان تبعیت آن‌ها از دستگاه اطلاعاتی امريكا و همکاری‌‌شان با این دستگاه را می دانند؟ آیا ممکن نبود یک داستان واقعی تر ازاین فیلم پلیسی منتشر کرد که در آن ادعا می شود ایران قرار بوده در صورت موفقیت عملیات، چندین تن تریاک به عنوان هدیه به مکزیک بدهد؟! اگر طرح شکست می خورد چه؟ آیا آن وقت ایران به عنوان دستمزد به جای تریاک مثلاً توتون ایرانی می‌داد؟!

قشنگ تر از این آن است که از این باندهای تبهکار مکزیکی به عنوان “منابع اطلاعاتی مهم” دستگاه امنیتی امريكا نام برده می شود، و در همان وقت گفته می شود ایران غیر از این باندهای تبهکار مکزیکی کسی را نیافته تا در طرحش از آنها استفاده کند! اصلاً چرا جمهوری اسلامی ایران نقشه نکشیده تا مثلاً سفیر عربستان در لبنان را ترور کند؟ یا چرا سفیر عربستان در یکی دیگر از کشورهای جهان را انتخاب نکرده است؟ چرا مشخصاً عادل الجبیر کسی است که واشنگتن انتخاب کرده تا به عنوان «قربانی نجات داده شده» مطرحش کند؟

محور مقاومت رفیق حریری را ترور کرده است!

برای فهمیدن جواب این سؤال آخر، باید بفهمیم که عادل الجبیر کیست، اما پیش از آن لازم است که به همان شماره مجله “الوطن العربی” مجدداً رجوع کنیم، جایی که این عنوان را می یابیم: «دادگاه بین المللی [ترور رفیق حریری]: ارتباط ایران با ترور حریری».

در متن این خبر آمده است که هفته نامه آلمانی “دیر اشپیگل” اطلاعاتی را منتشر کرده که این اطلاعات ارتباط ایران با ترور رفیق حریری را نشان می دهد. این مجله [دیر اشپیگل] بدون نام بردن از منبع اطلاعاتش، اشاره کرده است که دادگاه بین المللی رفیق حریری “در حال پیگیری نشانه های فراوانی است که به نقش ایران [در ترور رفیق حریری] بر می گردد” و اینکه چهار متهم اعلام شده‌ی این ترور، در سال ۲۰۰۴ به ایران سفر کرده و طی چند ماه تعلیمات و تمرینات نظامی را در “پادگان آموزشی [امام] خمینی” در نزدیکی قم فراگرفته و انجام داده تا برای انجام عملیات ترور آماده و تمرین دیده شوند. “دیر اشپیگل” اضافه کرده است افراد آشنا با این گونه امور، “ماکت هایی شبیه صحنه انجام جنایت [ترور حریری] را در آنجا درست کردند تا در آن انفجارهای تمرینی انجام شود.”

“دیر اشپیگل” ادامه داده: “سپاه قدس” ایران که از آن به عنوان دست راست سپاه پاسدران انقلاب اسلامی یاد می شود به صورت کامل بر عملیات نظارت داشته است.

بنابراين، امريكا پس از شکست در سرنگونی بشار اسد تصمیم گرفت تا به طرح اصلی خود برگردد، و امروز هدف اصلی برای امريكا ایران است، و از همین رو در آینده شاهد بالا گرفتن شدید تقابل با ایران خواهیم بود، به این شکل که ایران به همراه سوریه و حزب الله به ترور رفیق حریری متهم خواهد شد. اما ربط عادل الجبیر به این موضوع چیست؟

جواب این سؤال را موکول می کنیم به قسمت دوم گزارش‌مان که در آن همچنین از جوانب رابطه سفیر عربستان در امريكا با رژیم صهیونیستی و لابی صهیونیستی در امريكا از یک طرف، و دوستی گرم وی با خاندان حریری از طرف دیگر پرده برخواهیم داشت. و روشن خواهیم کرد که چگونه امريكا و کانادا و عربستان سعودی و سعد حریری در تهیه سناریوی ترور عادل جبیر مشارکت کردند، آن‌هم با حضور خود وی!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا