
ابراز علاقه عمران خان به گسترش همهجانبه روابط با ایران افزون بر انتفاع اقتصادی – امنیتی دو کشور، میتواند به تقویت بنیان شاخصههای ذکرشده در غرب و شرق آسیا نیز منجر شود که ورود ایران به کریدور اقتصادی چین و پاکستان، یکی از این دست موارد است.
روزنامه «حمایت» در یادداشتی از «حسن هانیزاده» نوشت:
بااینحال، سفر «عمران خان»، نخستوزیر این کشور نویدبخش فصلی جدید در روابط دو کشور دوست و همسایه است. این سفر که همزمان با هفتادمین سال روابط ایران و پاکستان کلید خورده، فرصتی مناسب برای طرح طیف وسیعی از موضوعات موردتوجه دو طرف از همکاریهای سیاسی، فرهنگی، مرزی، مبارزه با تروریسم و تعاملات اقتصادی ازجمله برای بهرهبرداری ایران از مزایای جاده ابریشم در آینده گرفته تا برخی موضوعات مهم منطقهای و بینالمللی است که با توجه به شرایط خاص دو کشور در حوزه اقتصاد، این موضوع را میتوان در اولویت فهرست زمینههای مشترک همکاری میان تهران و اسلامآباد قلمداد کرد.
در شرایطی که جمهوری اسلامی تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد و کاخ سفید میکوشد تا درآمدهای نفتی کشورمان را به صفر برساند، استفاده از فرصت و ظرفیت همسایگی با پاکستان میتواند مزایای اقتصادی فراوانی به همراه داشته باشد. به نوشته نشریه قطری «العربی الجدید»، «این سفر در سایه فشارهای بیسابقه آمریکا طی 40 سال مناقشه میان واشنگتن و تهران صوت گرفته است که روابط خارجی ایران و بخصوص روابط اقتصادی آن را هدف گرفته است، از همین رو سفر عمران خان اهمیت ویژهای برای ایران دارد بخصوص که ایران امیدوار به تقویت روابط دوجانبه بخصوص در زمینه اقتصادی است تا از این طریق، تحریمهای تحمیلی آمریکا را دور بزند؛ علاوه بر روابط مشابهی که با عراق، ترکیه و کشورهایی دیگر در منطقه دارد.»
نشریه دیلی تایمز پاکستان نیز در این خصوص مینویسد: «ایران و پاکستان توافق کردهاند تا حجم مبادلات تجاری دوجانبه را تقویت کنند و طی سالهای آینده ارزش آن را به 5 میلیارد دلار برسانند. همچنین تقویت مناسبات صلحآمیز ایران و پاکستان میتواند تنشهای مرزی را مهار کند و با ریشهکنی تروریسم، صلح و ثبات را برای منطقه به ارمغان بیاورد. از سوی دیگر، پاکستان تشنه انرژی، بهشدت به یافتن شریکی نیاز دارد تا بتواند نیازهای فزاینده آن را به انرژی برطرف سازد و ایران شریکی ایدهآل برای پاکستان به شمار میرود زیرا از توانایی لازم برای تأمین انرژی موردنیاز صنایع پاکستان برخوردار است. دو کشور هماکنون سرگرم تلاش برای راهاندازی پروژه مشترک خط لوله انتقال گاز از ایران به پاکستان هستند. این پروژه از بسیاری جهات برای پاکستان مناسب و مقرونبهصرفه خواهد بود. علاوه بر این، ایران با توجه به مرز مشترکش با ترکیه و دریای خزر میتواند برای پاکستان مفید واقع شود. دریای خزر بهعنوان بزرگترین دریاچه محصور در خشکی جهان، در میانه مرزهای آسیا و اروپا قرار دارد و پاکستان میتواند از طریق ایران به مرزهای ترکیه و اروپا دسترسی داشته باشد.»
افزون بر این، پاکستان همواره مخالفت خود را با تهدید و تحریم ایران اعلام کرده و آشکارا در مقابل تروریستی خواندن سپاه پاسداران از سوی آمریکا ایستاده است. «نذر عباس»، مشاور وزیر امور خارجه پاکستان پسازاین اقدام کاخ سفید تصریح کرد که «باید ارتش آمریکا و سازمان سیا را تروریست خواند نه سپاه پاسداران ایران... آمریکا که خود پشتیبان بسیاری از گروههای تروریستی ازجمله داعش است حق ندارد با استفاده ابزاری از قوانین بینالمللی، سپاه پاسداران را گروه تروریستی معرفی کند.» با این حساب، اکنون فرصت بسیار مغتنمی است تا فراتر از توافقات صورت گرفته در تشکیل یگانهای مشترک مرزی، پیمانهای نظامی دو یا چندجانبه را با حضور کشورهای مشترکالمنافع منعقد کرد. گرچه پاکستان کشوری هستهای به شمار میرود اما درعینحال، نیازمند جلب همکاری همسایگان خود ازجمله چین و ایران و کشورهای قدرتمند دیگر ازجمله روسیه است. تابستان سال گذشته، روسیه و پاکستان، پیمانی نظامی برای آموزش افسران پاکستانی توسط ارتش روسیه امضاء کردند. لذا چنانچه این همکاریهای نظامی به یک پیمان نظامی منتهی شوند، قادر است که بر ائتلافهای کذایی از قبیل «ناتوی عربی» دستساز ریاض- واشنگتن سایه اندازد و آنها را در برابر جمهوری اسلامی به کرنش وادارد.
و بالاخره اینکه ابراز علاقه عمران خان به گسترش همهجانبه روابط با ایران افزون بر انتفاع اقتصادی – امنیتی دو کشور، میتواند به تقویت بنیان شاخصههای ذکرشده در غرب و شرق آسیا نیز منجر شود که ورود ایران به کریدور اقتصادی چین و پاکستان، یکی از این دست موارد است. ازاینرو، قدرت نظامی و استراتژیک پاکستان با حضور در معاهدات و ائتلافهای منطقهای به رهبری ایران، ضریب خواهد گرفت و پتانسیلهای موجود را به سمت خنثیسازی توطئههای استکباری و شکوفا کردن ظرفیتهای فراوان کشورهای اسلامی هدایت میکند.